خرید بک لینک
عصبانی وناراحت بودم که چرا زحمت یک هفته ای بچه ها به خاطر آقای دقیانوسی به باد فنا رفت البته نداشتن جای ثابت هم افکارم را مخدوش کرده بود. داخل تاکسی نشستم تاحرکت کند 5دقیقه طول کشید ونفهمیدم که چطور سپری شد.که خانمی را کنار خودم دیدم متوجه نگاهایش ن

برچسب: نویسنده: پویان شجاعی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:28

از بس گناه کرده ام آقا شش گوشه که هیچ ،به من رخصت مشهد نمی دهی....+ +لیاقت حضور نداشتم.یاداون شبی افتادم که تو هویزه نشسته بودیم ویه آقایی اومد نزدیک صحبت کرد ومن تو دلم گفتم این چی داره میگه وقت گیر اورده این وقت شب !!گفت هرکی دوست داره میتونه

برچسب: نویسنده: پویان شجاعی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:28

هوای جنوب به مشامم خورده بازم هوای هویزه وشلمچه دلمو لرزونده نمیدنم امسال دعوت میشم یا نه ؟!دلم تنگ میشه برا روزهای جنوب برا مناطق برابچه ها برا شب نخوابی ها برا قدم های که رو رمل های فکه میزاشتم برا اسم اتوبوس ها براشهید گمنام براهوای برفی اسفند دان

برچسب: نویسنده: پویان شجاعی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:28

سلام

باید فکری به حال این نفس بی اثر کنم....

حضور غیاب:

۱-راهیان نور،غایب..

.

.

.

.

.

.

.

.

.اینجا که غایب باشی باخته ای تمام نگاه شان را...

ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: پویان شجاعی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:28

برچسب: نویسنده: پویان شجاعی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:28

وقتی رفتی ...پشتم شکست...

قلبم ...شکست...

به دنبال شکسته بند میگردم....

گمانم فقط مرگ چاره اش باشد....

برچسب: نویسنده: پویان شجاعی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:28

ای بابا نمی دونی چی کار کرده؟؟؟؟!!!! آره بابا اینا خانوادگی اینجوری ان!!! به ما چه ربطی داره،ماچی کار به زندگی مردم داریم.!! غیبت نباشه نمیدونم چرا دختره ازدواج نمیکنه؟؟!!! غلط نکنم پسره معتاده!!! آره دیگه رفته دانشگاه هوا برش داشته!!!+ ... .. . . .ب

برچسب: نویسنده: پویان شجاعی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:28

دلم تنگ شده اینجا هواه خیلی خیلی بده ،میدونی وقتی نیستی واقعا احساس میکنم پشتم خالیه .الان میفهمم که وقتی بودی چرا اینقد گریه نمیکردم.!اگرهم گریه میکردم همین که میدیدمت حالم خوب میشد..یادته یه بار اردیبهشت شد ومن احمق رو بگو اونقد درگیر فعالیت های د

برچسب: نویسنده: پویان شجاعی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:28

دلم گرفت وقتی شنیدم سیل اومده اونجا برای من خیلی خاطر انگیز بود با شما مردم عزیز همدردی میکنم وامید وارم همیشه سلامت باشید ،بهترین سال های عمرم رو اونجا گذروندم امیدوارم آذر بایجان وآذر بایجانی همیشه سر بلند باشه.

برچسب: نویسنده: پویان شجاعی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:28

چقدر روزها از پی هم میرن انگارهمین دیروز بود که داشتیم مسجد رو فضا سازی میکردیم برا جشن نیمه شعبان .چه ذوقی داشتیم ما یاد همه بچه هابخیر معلوم نیست که دیگه میبینم اون جمع رو یانه اما واقعا از ته دل برا همه دعا میکنم عزیزم بشن همه

برچسب: نویسنده: پویان شجاعی تاريخ: جمعه 22 ارديبهشت 1396 ساعت: 3:28

صفحه بندی